تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


شعری از جناب عطار

     

    دل ز دستم رفت و جان هم، بی دل و جان چون کنم سر عشقت آشکارا گشت پنهان چون کنم
    هرکسم گوید که درمانی کن آخر درد را چون به دردم دایما مشغول درمان چون کنم
    چون خروشم بشنود هر بی خبر گوید خموش می‌طپد دل در برم می‌سوزدم جان چون کنم
    عالمی در دست من، من همچو مویی در برش قطره‌ای خون است دل، در زیر طوفان چون کنم
    در تموزم مانده جان خسته و تن تب زده وآنگهم گویند براین ره به پایان چون کنم
    چون ندارم یک نفس اهلیت صف النعال پیشگه چون جویم و آهنگ پیشان چون کنم
    در بن هر موی صد بت بیش می‌بینم عیان در میان این همه بت عزم ایمان چون کنم
    نه ز ایمانم نشانی نه ز کفرم رونقی در میان این و آن درمانده حیران چون کنم
    چون نیامد از وجودم هیچ جمعیت پدید بیش ازین عطار را از خود پریشان چون کنم

     

    پ.ن:استاد شجریان این شعر رو در آلبوم ساز خاموش اجرا کردن.همراه با تار استاد علیزاده و کمانچه استاد کلهر در آواز "دشتی".

    حتمآ حتمآ بشنوید این کار رو.

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : استاد ,
    شعری از جناب عطار

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 2 شهريور 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر